اکتبر

بازدید: 5

قرآن چگونه ساخته شد؟ (آنچه نمی خواهند شما بدانید)

آیا قرآن سروده ای از سلمان فارسیست؟

قران که ساخته و پرداخته محمد است و به نام سخنان الله انها را جا زده و آن را پیام اسمانی(وحی) به شمار می اورد دارای دو گونه سوره می باشد:

یک سوره هایی که در مکه سروده است و دو سوره هایی که در مدینه سروده است:

 

بسیاری از سخنانی که از زبان الله است ولی به زبان محمد در مکه گفته شده، برگرفته از فرهنگ و آیین آریایی ایران است. زیرا یک تبهکار میهن فروش به نام سلمان پارسی در زمان محمد به ایران و ایرانی پشت کرد و به دامان تازیان رفت و اندیشه ها و فرهنگ والای ما را به محمد داد.یکی از اندیشه های والایی که از سلمان پارسی به اعراب رسید، همین منع زنده به گور کردن دختران بود. محمد هم که فردی تن پرور و شهوتران بود و از نژاد و ریشه ای تازی و ازاین فرهنگ و آیین چیزی سردرنمی اورد آنها را با نام الله به مردم وا می گذاشت و چون این فرهنگ بسیار پسندیده و انسانی بود ، در نظر اعراب آن زمان زیبا جلوه کرد و چون همه مردم می دانستند که قماربازی همانند محمد عرضه گفتن چنین سخنانی را ندارد ،فکر میکردند که این صحبتها را الله (حجرالاسود) به محمد گفته است.محمد در سن نوزده سالگی با زنی به نام خدیجه به خاطر ثروتش ازدواج کرد (پول چه کارهایی که با انسان نمیکند)محمد قبل از اینکه اولین آیه را بسراید ، ادعا میکرد که پیامبر خدا است ولی چون حرفی برای گفتن نداشت مردم به او میگفتند که دارد هزیان میگوید ولی سلمان پارسی در ساختن کتاب به او کمک کرد و این امر باعث شد که عده بیشتری به او ایمان بیاورند.
در مکه همه ساله مسابقات شعر برگزار می شد و بهترین شعر را همیشه بر در مکه می زدند.محمد در شعر گفتن بسیار استاد بود و به مدت بیست و سه سال در مسابقات رتبه یک را کسب میکرد و همیشه شعر های او بر دیوار های مکه آویزان بود.این مسابقات حتی زمانی که وی خود را پیامبر حجرالاسود نامید ادامه داشت و همچنان شعرهای او بر شعرهای دیگر برتر بود.این مسئله که ایشان در شعر گفتن مهارت زیادی داشتند را بزرگترین تاریخها نقل کرده اند و حتی مسلمانان نیز این گفته را قبول دارند.حالا سوال من این است که چطور کسی که استاد شعر گفتن است و همیشه شعرهایش مقام اول را کسب میکرد ،ادعا میکرد که فردی بیسواد است؟ آیا میتوان چنین سخنی را پذیرفت؟

اما دلیل دیگر اول شدن همیشگی محمد در مسابقات این بود که او رقیبانش را سربه نیست میکرد.به طوری که تعداد زیادی از شعرا در مکه ناپدید میشدند و محمد از ناپدید شدن آنها اظهار بی اطلاعی میکرد.اما سیزده سال بعد از ادعای پیامبریش در کشتار علنی شاعران یهودی در مدینه ثابت کرد که قتلهای شاعران در مکه نیز کار او بوده است.کعب ابن اشرف یکی از بزرگترین این شاعران بود که روزی محمد به یارانش میگوید آیا کسی هست که سر او را برای من بیاورد و در این حال یکی از یارانش به محمد میگوید که برای اینکار باید به او دروغ بگوییم که پیامبر به او میگوید اشکالی ندارد!.و بعدا سر بریده شده کعب ابن اشرف را برای محمد می آورند .این موضوع را هم تاریخ طبری و هم برخی تاریخهای معتبر دیگر نقل کرده اند و هیچ جای شکی ندارد.اکثر شاعران معروف یهودی بودند و به این دلیل محمد از یهودیان تنفر زیادی داشت به حدی که در غزوه بنی قریظه تعداد 900 نفر از مردان آنها را گردن میزند و زنانشان را برای کنیزی و مسائل جنسی می رباید.(در این راهزنی او حمله می برد) .این نفرت او از یهودیان حتی در آیه های قرآن نیز پیداست .دو نمونه از این آیات را در زیر بخوانید

اینان تورات را حمل میکنند مانند حماری(خری) که بار کتابها بر پشت کشد. سوره جمعه.آیه ۵

حکایت انان (بنی اسراییل) بمانند سگی است که اگر بدو حمله بری عو عو کند و اگر بحال خود گذاری باز هم عو عو کند. سوره اعراف.آیه۱۷۶

لحظه ای با خود بدون تعصب فکر کنید که آیا دو آیه بالا میتواند کار خالق میلیارها میلیارد کهکشان باشد؟کاملا مشخص است که گوینده این دو آیه فردی بوده که در حال عصبانیت این حرف را زده است.آیا خداوند مانند انسان عصبانی و ناراحت و خوشحال می شود؟

البته محمد خواب این را هم نمیدید که زمانی برسد که یک میلیارد نفر او را پیامبر خدا بدانند و در اوایل ادعای پیامبر بودن را در حد شوخی گفته بود ولی بعدا برای منافع شخصی اش آن را جدی گرفت .اینکه پیشنهاد پیامبر شدن را سلمان به محمد یاد داده است یا خیر اطلاعات دقیقی در این مورد در دسترس نیست ولی چیزی که مشخص است این است که سلمان قصد بدست گرفتن قدرت را نداشت و حتی در زمانی که محمد محمد فوت میکند ابوبکر و عمر از یک طرف و علی از یک طرف دیگر بر سر جانشینی محمد مثل سگ و گربه به جان هم می افتند و حتی نسبت به مرگ پیامبر آنقدر بی تفاوت بودند که حتی بعد از مدتی از خاطرشان رفت که کجای قبرستان بقی خاکش کرده بودند . ولی سلمان که از همه بیشتر به محمد نزدیک بود سعی نمیکند خود را جانشین او کند

هر سخنی که محمد بازگو می کرد و در میان مردم می گشت را در واقع سلمان به محمد گفته بود و محمد برای رفع شک تعدادی از مردم و پی نبردن آنها به این قضیه، آیه زیر را سرود: و ما کاملا اگاهیم که می گویند این را انسانی به او تعلیم میدهد، درحالی که آن بشری است عجمی(منظور همان سلمان پارسی است) و این به زبان عربی فصیح و اشکار نازل شده.سوره نحل ـ ایه ۱۰۳

منظور این آیه این است که اگر فکر میکنید که این آیات را سلمان به پیامبر گفته او یک فارسی زبان است ولی قرآن به زبان عربی است .و برای محکم کاری در آیه بعدی مردم را می ترساند و می گوید:البته انان که به الله ایمان نیاوردند، الله انان را هدایت نخواهد کرد و به عذاب دردناک خواهند رسید

اما از این آیه به یک نکته دیگر میرسیم و این آن است که ادعای مسلمانان مبنی بر اینکه محمد ، سلمان را برای اولین بار در مدینه دیده است دروغی بیش نیست چون سوره نحل در بین سوره های مکی قرار دارد و محمد این سوره را در مکه سروده است.اما نکته دیگری که در همین آیه وجود دارد این است که الله برای اینکه ثابت کند که آیات را سلمان به پیامبر نگفته ،است استدلال بسیار ضعیفی آورده است که حتی تفسیر المیزان نوشته علامه(!) طباطباعی این استدلال را به تمسخر گرفته است و میگوید الله میتوانست که استدلالهای خیلی بهتری بیاورد.برای اطلاعات بیشتر به تفسیر المیزان پیرامون این آیه رجوع کنید

و براي محكم كاري بيشتر در سوره بقره ميگويد كه :و ان كنتم في ريب مما نزلنا علي عبدنا فاتو بسوره من مثله وادعو شهداعکم من دون الله ان کنتم الصادقین

يعني اينكه اگر برچيزي كه بر بنده خود فرستاديم شك داريد سوره اي مانند آن بياوريد و شاهدان خود به جز الله را دعوت کنید اگر راست میگویید.محمد به خوبي مي دانست كه آدمهاي دور و ور او همگي شترچران و كشاورزند و به هيچ وجه نمي توانند كه آياتي بياورند مانند آياتي كه با کمک سلمان فارسی گفته بود. اما وقتی که خبر سروده شدن این آیه به گوش کعب ابن اشرف می رسد او سوره ای مانند سوره قرآن می نویسند و برای محمد می فرستد.سوره ای که وی گفته بود بسیار زیباتر و پرمعناتر از سوره های قرآن بودو این امر باعث شد که برخی از پیروان محمد بعد از دیدن این سوره به شیادی محمد پی ببرند و او را رها کنند که باعث می شود خشم تمام وجود محمد را فرا میگیرد و دستور سربریدن کعب را صادر میکند . برخی روایات است که محمد وقتی سر بریده کعب را می بیند از شدت نفرتی که به وی داشت قطرات خونی را که از سر وی سرازیر بود را می خورد .البته کعب به هیچ وجه قصد نداشت که با سرودن آن سوره خود را پیامبر معرفی کند و این کار را صرفا جهت اینکه پوز محمد را بزند انجام داده بود.گرچه در اینکار موفق شده بود ولی شاید اگر موفق نمی شد به نفعش بود

باز هم در آیه بعدی کار خود را محکم کاری میکند و میگوید و اگر نتوانستید سوره ای مانند آن بیاورید پس از آتشی که هیزمش مردم هستند بترسید

البته در همین آیه تناقضی آشکار وجود دارد و آن این است که گفته است شاهدان خود را به جز الله را دعوت کنید. مگر الله تا به حال شاهد کسی شده بود که بخاهد برای کافران شاهد باشد؟؟؟!!!

اما واقعیت این است که سوره های قرآن دارای قافیه و زیبایی بسیار بسیار کمی هستند و هر کودک ده ساله ای میتواند سوره های خیلی بهتر از قرآن بیاورد.شما قرآن و دیوان خیام را به پیش شخصی ببرید که از دین خبر نداشته باشد و به او بگویید از این دو کدامیک سخن خدا هستند؟ یقین بدانید که او دیوان خیام را انتخاب خواهد کرد.ولی شانس بزرگی که ما ایرانیان آوردیم این بود که شاعران بزرگ ما از جمله فردوسی و حافظ در دوران محمد زندگی نمی کردند وگرنه اینها نیز به قتل رسیده بودند

فرا گرفتن آیات قرآن به وسیله محمد از سلمان به اندازه ای اشکاراست که خود محمد در حدیثی می گوید

آنچه سلمان می داند، اگر ابوزر می دانست کافر می شد. بحارالانوار – جلد هشتم

ابوذر یکی از پیروان ساده لوح محمد بود و محمد همیشه از این در حراس بود که مبادا سلمان این راز را با او بازگو کند. بنابر این ما ایرانیان هم در نوشته شدن قرآن مقصر بودیم و نباید تقصیر را فقط گردن اعراب بندازیم .و در واقع کبریت روشن شدن این آتش را ما زدیم.

اما مگر سلمان چه می دانست ؟

سلمان نام اصلی او روزبه بود و در روستایی در اصفهان در یک خانواده زرتشتی به دنیا آمده بود و پدر او کدخدای آن روستا بود.سلمان فردی بود بسیار باهوش و کنجکاو .و همین کنجکاوی او باعث شد که در دینهای دیگر تحقیق کند و تورات و انجیل را بخاند و پس از مدتی او از دین زرتشتی به دین مسیحیت گرایید. بعد ها جنگی بین پارسیان و تازیان صورت میگیرد که در آن جنگ سلمان نیز حضور داشت و چون سپاه پارسیان در آن جنگ شکست می خورد او را به عنوان برده به مکه می برند.و در مکه است که با محمد آشنا می شود.اینکه چگونه و از چه طریق سلمان و محمد با هم آشنا شدند اطلاعاتی در این مورد در دسترس نیست.

سلمان از دو چیز بسیار با اهمیت خبر داشت. نخست اینکه محمد به جای پیامبری تنها یک شیاد است که مردم را به نام بت الله گول می زند و دوم انکه سخنانی که محمد از زبان الله می گوید از خرد و اندیشه یک ایرانی باهوش که به کتاب هایی مانند تورات و اوستا دسترسی داشته و در کتابخانه های بزرگ ایران بسیار چیزها آموخته و حال به او آموزش می دهد تراوش می کند و این خود سبب می شود که محمد آن حدیث را بگوید که اگر ابوذر به جای سلمان بود کافر می شد که هیچ خون محمد را نیز می ریخت. البته او از چیزهای دیگری نیزبا خبر بود ولی این دو دانسته سلمان برای محمد حکم مرگ و زندگی داشت و اورا از عرش به فرش یا برگردان می رساند.با نگاهی به ترجمه پارسی سوره های مکی که قبل از گریختن محمد به مدینه گفته شده می توانید به اسانی به این نکته پی ببرید که سخنان الله در قران برگرفته از سخنانی است که در گاتها و اوستا وجود دارد، هرچند هنوز هم از خوی تازشگر تازیان در آن دیده می شود ولی مهربانی و راستی و درستی که در سخنان زرتشت جای دارد در بیشتر آیات مكي هویدا است و داستانهایی که در قرآن وجود دارند همگی کپی برداری از تورات است.درواقع قرآن کتابی است که ده درصد از نوشته های آن از کتاب اوستا می باشد و هفتاد در صد آن از تورات است و ده درصد مطالب آن مربوط به باورها و آداب و رسوم آن زمان اعراب می باشد و ده درصد مطالب آن احکامی است که محمد برای منافع شخصی سروده است .البته در همین کپی برداری از تورات اشتباهات زیادی مرتکب شده که نمونه اش داستان آدم و حوا است.برای اطلاعات بیشتر به نوشتار مربوطه مراجعه کنید

جالب است اين را هم بدانيد كه سوره هاي مكي به دليل اينكه محمد اكثر آنها را با کمک سلمان نوشته بود و اينكه محمد در مدت سيزده سال آنها را نوشته بود ، مقدار كمي قافيه و زيبايي در آيات آن ديده مي شود ولي سوره هاي مدني كه اکثرش را خودش گفته بود و تقريبا عجولانه و براي منافع شخصي گفته بود از اين زيبايي ها برخوردار نيستند.هنگامی که محمد پس از *سیزده سال* نتوانست در مکه بیش از* صد* یار و پیرو در کنارخود گرد آورد و از سویی به دلیل اینکه مردم می دانستند او شیادی بیش نیست و بیم جانش نیزمی رفت ازانجا می گریزد و به مدینه فرار می کند.محمد قبل از اینکه از مکه به مدینه فرار کند ،سلمان را به مدینه می فرستد تا کسی به آنها شک نکند و هنگامی که به مدینه می آید دوباره با او همدست می شود شایان ذکر است که تمام این نقشه ها و ترفند ها از آن سلمان بود و اگر این زیرکی و باهوشی او نبود قطعا اسلام بارها و بارها شکست خورده بود.به عنوان مثال در جنگ خندق که بنی قریش به علت جنایاتی که محمد و پیروانش در مدینه انجام داده بودند قصد حمله به مدینه و نابودی آنها را داشتند و چون تعداد سربازان بنی قریش بسیار بیشتر از تعداد محمد و پیروانش بود به طور یقین آنها در این جنگ شکست میخوردند.ولی سلمان طرحی بسیار بسیار زیرکانه داد و این آن بود که به محمد گفت که بیاییم گرداگرد شهر مدینه را خندقی بزرگ حفر کنیم تا آنها به ما دسترسی نداشته باشند و این کار را کردند.سپاهینان بنی قریش وقتی حمله کردن و خاستند وارد مدینه شوند به گودالی عظیم برخورد کردند و همین باعث شد نتوانند وارد مدینه شوند و تا یک هفته آنها را محاصره کردند ولی بعدا دست برداشتند.بی شک اگر این طرح سلمان نبود اسلامی هم اکنون وجود نداشت. سلمان در جنگ های دیگر هم طرح های جالب می دهد .برای اطلاعات بیشتر به تاریخ طبری رجوع شود محمد در مدینه با دو قبیله ازاعراب و تازیان با نام های اوس و خزرج که راهزنی پیشه داشتند همدست شده و راهزنی های خود را اغاز می کند. از سویی ابوذرغفاری که در گذشته به راهزنی می پرداخته واکنون دیگراین کار را نمی کند با نام الله و هراس از آن دوباره او را به راهزنی مجبور میکند ، تا از آموخته های وی در این راه بهره گیرد.

دراینجا است که دیگر از آن مهربانی و دلسوزی و قانون های مردمی و راستی و درستی الله خبری نیست و درسراسر آیه های مدنی از کشتار و چپاول و قتل و غارت و ربودن زنان و دست و پا بریدن ها سخن به میان می رود.و در اينجا محمد با راهزني و دزديدن زنان قبايل مختلف ،زنبارگي خود را آغاز ميكند و زنهاي زيبا و جوان بيشماري را تصرف ميكند. محمد آنچنان بي حيا بود كه سن و سال را نميديد و در سن ۵۷ سالگي به يك دختر نه ساله به نام عايشه تعرض كرد

به گفته اي ديگر به ريشه و ن‍ژاد خود باز ميگردد و آنچه جوهره و شيوه كار تازينان به شمار مي رود از زبان الله به كالبد دين اسلام ريخته شده و مردم را به آن فرا مي خواند.همان نژادي كه دختران را زنده به گور ميكرد.همان نژادي كه گروهي از انسانها در آن برده بودند.همان نژادي كه زن را فقط يك كالا معرفي ميكرد و …اما مطلب دیگر این است که سلمان هیچ گاه نه دنبال به دست گرفتن قدرت بود و نه اینکه مانند محمد شهوترانی میکرد و حتی او زمانی که بخشی از حکومت را در دست گرفت همیشه از گرفتن حقوق ماهیانه امتناع می ورزید . این نشان میدهد که سلمان با پیامبر کردن محمد قصد اصلاح اعراب را داشته است و حتی توانست به مدت سیزده سال افسار محمد را به دست بگیرد ولی این ضرب المثل را فراموش کرده بود که : عاقبت گرگ زاده گرگ شود

چرا سوره بقره طولانی ترین سوره قرآن است ؟اول باید این نکته را یاد آور شد که سوره بقره دومین سوره قرآن است ولی دومین سوره ای نیست که محمد سروده است بلکه هشتاد و هفتمین سوره ای است که سروده است.تعداد سوره های مکی هشتاد و شش سوره است و در نتیجه سوره بقره اولین سوره مدنی می باشد.یعنی محمد به محض ورودش به مدینه سوره بقره را سرود.اما نکته جالبی که در سوره بقره به چشم میخورد این است که تقریبا تمام داستان ها و احکامی که در سوره های مکی وجود دارند به صورت خلاصه وار در سوره بقره وجود دارند. به دو دلیل اولا مردم مدینه اکثرا بیسواد بودند و سواد خواندن سوره های مکی را نداشتند و دوما محمد دیگر حوصله نداشت آنها در چند سوره مختلف بگوید و برای اینکه هر چه زودتر آن را تمام کند و به راهزنی اش بپردازد همه سوره های حاصل سیزده سال تحقیقش را در یک سوره به صورت خلاصه وار به مردم مدینه گفت

اما مطلب جالب دیگر این است که محمد پس از سرودن سوره بقره و جادادن خود در میان مردم مدینه شروع به سرودن هشتاد و هشتمین سوره یعنی سوره انفال (به معنی غنایم جنگی) میکند و از اینجاست که دستورات کشتار و غارت آغاز میگردد و این دلیل دیگری است بر اینکه محمد در بدو ورود خود به مدینه راهزنی را آغاز میکند.متن آیه اول سوره انفال به این شرح است بخوانید و بخندید:ای پیامبر اگر درباره غنایم جنگی از تو سوال کردند بگو اینها متعلق به الله و پیامبرش است پس با یکدیگر سازش کنید و از خدا *بترسید * و از الله و پیامبرش اطاعت کنید

همانطور که در ایران آخوندها و عواملین جمهوری اسلامی دارند به نام اسلام بیت المال و درآمد تیلیاردی نفت را بالا میکشند و بسیاری مردم را در فقر شدید قرار دادند ،محمد نیز به نام الله و اسلام غنیمت های جنگی و زنان زیبا را برای خود بر میداشت.البته گاهی که شکمش سیر میشد برخی از این غنایم را بین سپاهیانش تقسیم میکرد ولی جمهوری اسلامی حتی زمانی که شکمشان سیرمی شود این کار را نمیکنند

شاید درک این مسئله برای شما کمی مشکل باشد ولی این را بدانید که حتی برخی از کسانی که دم از اسلام می زنند و عمامه روی سرشان دارند ،به اسلام معتقد نیستند و این چیزها را از من و تو خیلی بهتر می دانند و فقط برای منافع شخصی خودشان است که دم از این حرفها میزنند. نمونه خیلی بارز آنها آیت الله هاشمی رفسنجانی است. که در هر یک از حسابهای بانکی اش میلیاردها تومان پول دارد.مگر نمیگویند که ثروت اندوزی گناه است !!؟؟

اگر شما راست میگویید و قرآن این همه خزعبلات دارد پس چرا هنوز قرآن پا برجاست؟ و این نشان میدهد که این خداوند است که از آن حفاظت میکند.

قبل از اینکه جواب این سوال رایج را بدهم از شما سوال میکنم که دلیل پیشرفت اسلام چه بود؟ متاسفانه اکثر قریب به اتفاق مردم فکر میکنند که اسلام با نصیحت کردن و نوازش و محبت و دوستی پیامبر و امامان رشد کرده است.هرگز اینچنین نبوده است. آیا میدانید که اسلام از چه طریقی وارد ایران شد؟ از طریق حمله وحشیانه اعراب به خوزستان. در این حملات آنچنان جنایت و فحشا کردند که حد ندارد.

و حالا میدانید این  خزعبلات چرا در قرن بیست و یکم همچنان وجود دارد. اولا به دلیل دیکتاتور بودن نظام اسلامی. شما در این نظام فقط کافی است که بگویید بالای چشم اسلام ابرو است تا گردنتان بیخ تا بیخ بریده شود.همچنانکه هزاران هزار نفر را سر بریدند و دارند سر می برند. که اکثرشان یا دکتر بودند یا لیسانس داشتند.اگر باور ندارید این فایل صوتی را از اينجا دانلود کنید .دوما به خاطر زحمات شبانه روزی آخوندها و ملاهاست که سعی در ماست مالی کردن تناقضات و احکام ضد حقوق بشر آن  دارند و حدیث های دروغینی از پیامبر و امامان ساخته اند.جالب است بدانید که آخوندها همیشه سعی در این دارند که شما را از خواندن قرآن باز دارند. به دو دلیل: اول اینکه بازار آنها کساد میشود و دیگر گوسفندی دور آنها نمی چرخد و نمیتوانند چیزی در شکم کارد خورده شان بریزند. دوم اینکه قرآن به حدی کودکانه نوشته شده است و به حدی داستانهای چرت و بی معنی دارد که هر شخص خردگرا که یکبار آنرا به طور کامل بخاند یا حقیقی بودن آن را انکار میکند و یا اینکه دیگر سراغ آن نمی آید.چنانکه میبینیم با وجود اینکه در قرآن بارها و بارها آمده که قرآن زیاد بخانید ،امروزه حتی در میان مسلمانان کمتر کسی وجود دارد که سالی یکبار قرآن بخاند. حتی وقتی می آیند آیات قرآن را برای مردم می خوانند همیشه بهترین آیات آن را میخوانند. و همیشه چهار تا از بهترین احادیث ساختگی امامان و پیامبران را سوا میکنند و برای مردم میخانند و مردم در دلشان میگویند که به به اسلام چه دین مبینی است. در حالی که نمیدانند که واقعیت چیز دیگریست.اگر ميخاهيد بدانید كه سواد همين آخوندها در چه حد است اين سخن امام خميني را از اينجا دانلود كنيد (فقط خودكار و كاغذ برداريد و تعداد سوتي هاي او را بشماريد ).این فایل ویدویی خنده دار  دیگر  را از اينجا دانلود کنید برای اینکه پیشوایان و بزرگان دینتان را بهتر بشناسید.(فقط مواظب باشید از خنده روده بر نشید) . دوست عزیز برای یکبار هم که شده قرآن را بدون تعصب مطالعه کن.اگر حوصله نداری از طریق کلیک روی اينجا، نرم افزار قرآن را دانلود کن که حاوی متن کامل قرآن با ترجمه فارسی آن است

دو نمونه از این توجیهات علمای فقیه:

1-تناقض: الله بندگانش را با کار خوب و بد آزمایش میکند

توجیه : خوب این آزمایش الله تبارک و تعالی بدین منظور نیست که ما را بشناسد بدین منظور است که ما بندگان گناهکار با خودمان بیشتر آشنا شویم و در این دنیای فانی کمتر گناه کنیم

توضیح: اگر الله منظور از آزمایش این بوده که ما با خودمان بیشتر آشنا شویم چرا کلمه آزمایش را آورده است و چرا نگفته که الله با کارهای خوب وبد شما را با خودتان آشنا میسازد.واقعیت این است که الله آنقدر احمق است که از درون بندگانش خبر ندارد و تنها با آزمایش کردن آنهاست که میتواند آنها را بشناسد. آیا شما به چنین خدایی باور دارید؟

2-تناقض: در آیه های زیادی آمده که کافران را به حال خود رها کنید و در آیه های دیگری آمده که کافران را بکشید

توجیه : برادران و خواهران اسلامی و متدین ، این آیاتی که خداوند بزرگ در مورد کشتار کافران آورده همگی شان نزول دارند و هر کدام از آن آیه ها را برای جنگی خاص نازل کرده بود.

توضیح: آخوند گرامی اولا شما که میگویید که آیه های کشتار برای جنگ خاصی نازل شده اند چرا شما با استناد به همین آیه ها هزاران هزار نفر را گردن بریدید؟دوما این الله منگ شما مگر نمیدانست که در آینده میلیون ها بلکه میلیاردها  نفر این کتاب کثیف  او را مطالعه خواهند کرد؟سوما در بعضی آیات این کتاب کثیف آمده که به طور کل کسانی که به الله ایمان ندارند را گردن بزنید  و حرفی از جنگ نیامده است. رابعا : کسی که دارد این کتاب شرم آور را مطالعه میکند از کجا بداند که این آیه ای را که دارد میخاند مربوط به کدام جنگ است و آیا باید آن را اجرا کند یا خیر؟ آیا باید به شما پول بدهد و از شما سوال کند؟خامسا: آیا الله کار و زندگی خود را ول کرده بود و از اون بالا داشت نگاه میکرد که چه اتفاقی دارد می افتد و با توجه به آن اتفاق آیه نازل میکرد؟سادسا: مگر نمیگویید محمد آخرین پیامبر و قرآن آخرین کتاب آسمانی است پس چرا اکثر آیات قرآن برای جنگ و یا مسئله خاصی نازل شده است. مگر نه این است که قرآن کاملترین و جاودانه ترین کتاب آسمانی است است پس چرا بسیاری آیات را برای زمانی خاص نازل شده اند آیا به نظر شما اینکار از موجودی که میلیاردها میلیارد کهکشان که هر کهکشان از میلیونها ستاره و  منظومه و هر منظومه از هزاران سیاره و کره ساخته شده بعید نیست؟آیا به نظر شما این آیه ها را محمد از خودش در نیاورده است؟ خواهشا بیشتر فکر کنید.

در مورد عیسی مسیح

عیسی مسیح مانند محمد آدم کش بود ولی مانند او شهوتی نبود و کمتر آیه ای را در سروده های او مبنی بر شهوترانیش میتوانید پیدا کنید. عیسی هم مانند محمد اکثر مطالبش را از تورات کپی کرده بود ولی باز سگش شرف داشت بر محمد.چون با وجود اینکه در دروان بسیار قبلتر از محمد میزیسته، در سروده هایش به آدم کشی و قتل و احکام ضد حقوق بشر کمتر اشاره شده. او در ابتدا آمد و خود را از پیروان خالص موسی خواند و بدین ترتیب برای خود پیروانی  پیدا کرد.بعد که دید که هوادار دارد آمد و گفت که من مانند موسی ، پیامبر خدا هستم. و باز دید مردم مانند گوسفند دنبال او راه می افتند و پیروانش بیشتر می شوند و دوباره آمد و گفت که من دروغ گفتم که پیامبر خدا هستم در واقع من پسر خدا هستم!!!.. خوب شد توسط مردم به دار آویخته شد و عمرش بیشتر ادامه پیدا نکرد و گرنه بار دیگر میگفت که من خود خدا هستم.ولی حالا خود موسی این داستانها را از کجاش در می آورده است؟هر چی گند و کثافت به نام دین امروز روی کره زمین داریم همش از کنده این گوسفند بلند میشه. اگر این گوسفند داستانهایی را که از پیشینیان شنیده بود را جمع آوری نمیکرد و در کتاب الهی خود یعنی تورات قرار نمیداد دیگر اشخاصی مانند محمد و عیسی و هزاران پیامبر دروغین دیگر، مطلبی برای گفتن نداشتند. برای اینکه یک سوره از پیامبر دروغین دیگر که او هم قصد کپی برداری از تورات را داشت و دویست سال قبل از محمد میزیسته را ببینید اينجا را کلیک کنید.

چرا بسیاری انسانها با وجود اینکه این تناقضات و اشکالات را در قرآن میبینند همچنان به اسلام پایبند هستند؟ برای اینکه با خودمان  فکر میکنیم که اگر به احتمال 0.00000000000001 درصد اسلام درست باشد،آتش جهنم و مارهای وحشی در انتظارمان است ولی اگر غلط باشد چیزی را از دست نداده ایم .فوقش روزی پنج بار نماز خوانده ایم وغیره.ولی از آتش جهنم که خیلی بهتر است. احساسی در درون انسان وجود دارد به نام ترس.همین ترس است که باعث شده است که کسی موقع خواندن قرآن به آن شک نکند. وجالب است بدانید تمام پیامبران دروغین برای پیشرفتشان از این احساس انسان سو استفاده کرده اند و در سخنان همگی  آنها صحبت از آتش جهنم و مارهای درنده و غیره وجود دارد.در آیه شش سوره ماده گوساله به طور صریح و رک و پوست کنده محمد گفته که با ترساندن می خواهند کافران را به الله متعاقد کنند. این بین کسی پیروز است که نیروی عقلش بر نیروی ترسش غلبه کند. باشد که ما نیز از آن دسته افراد باشیم.

در پایان توصیه میکنم این مناظره که بین آیت الله مهدی حائری و سیاوش اوستا است را گوش دهید

بخش اول این مناظره را از اینجا و بخش دوم این مناظره را از اینجا دانلود کنید(در صفحه جدید روز دانلود فایل کلیک کنید)

در پناه یزدان عاشق

*******************************************************************************

برای مطالعه و تحقیق بیشتر می توانید کتاب زیر را هم دانلود نموده و مطالعه فرمایید:

کتاب “قرآن سروده ای به سبک پارسی” نوشته “سیاوش اوستا” (حسن عباسی)

پژوهشی نوین از سروده های پیامبر اسلام که پس از وفاتش گردآوری و قرآن نامیده شد

آنچه معجزه حضرت محمد خوانده شد کتاب و کلام او بود! یعنی کلامی که بیست سال پس از مرگش گردآوری گشته و قرآن (کتاب خواندنی) نامیده شد. می دانیم که خردمندان برای پذیرفتن دانش و علم نوین نیازمند دلیل و برهان هستند، اما توده های مردم، پژوهش و دانایی بسیار ندارند. پس توده مردم از هر پیامبری نیازمند معجزه است و حتی وقتی که پیامبر هم نیست بیاد او به برکت گورستان او در قرنها پس از او در پی معجزه و شفا جستن از گورها و نامهاست!

دانلود کتاب “قرآن سروده ای به سبک پارسی” نوشته “سیاوش اوستا” (حسن عباسی)

ghoran-sorodei-be-sabke-parsi

جان کلام کتاب «قرآن سروده ای به سبک پارسی»* ارائه اين تحليل کليدی است که » قرآن – يعنی سروده های محمدبن عبدالله و يارانش – از لحاظ سبک نوشتاری در زمان خود منحصر بفرد بوده و از قواعد شعر پارسی بويژه گاتاهای زرتشت تبعيت می کرده است. اينکه اين کتاب تا چه حد توانسته از پس تحليل موضوع برآيد ملاک گفتار ما نيست؛ نکته ای که ما قصد داريم بطور فشرده بدان بپردازيم، سنجش علمی اين ايده است که مطرح شدن دو پرسش اساسی و اصولی را حول همين محور در پی دارد. ناگفته نگذاريم که ما تا حدود زيادی نقش بستن ذهنی و پيگيری اين پرسشها را وامدار تفکر ارائه شده در همين کتاب هستيم. اکنون بايندو پرسش می پردازيم:
1- چرا قرآن به صراحت و بارها گفته است که «هيچکس قادر به نوشتن حتی بيتی بمانند قرآن نيست» و حتی اصرار ورزيده که «می توانيد در اين راه از هر کسی که خواستيد نيز کمک بگيريد»؟!
2- و چگونه است که در آيه 103 سوره النحل پيامبر اسلامی را می بينيم که در برابر انتقادات فراوان اعراب به اينکه «اين آيات همه ساخته و پرداخته روزبهان پارسی(سلمان فارسی) هستند»، مجبور می شود آيه ای نازل کند که:

«و لَقَد نعلمُ اَنهُم يقولُونَ اِنما يُعلمه بَشَر لِسان الذی يُلحدونَ اِليهِ اَعجَمی و هذا لِسان عَرَبی مُبين»
«می دانيم که می گويند: اين قرآن را شخصی به او می آموزد، اما زبان اين فرد پارسی است، حال آنکه قرآن بزبان کاملن عربی ست!»؟

در مورد پرسش اول، مشخص است که تأکيد پيامبر اسلام تنها براين اصل ظريف استوار بوده که کسی نمی تواند به سبک ويژه نوشتاری قرآن بيتی(آيه ای) بسرايد، چه مشخص است در «دوران جاهليت» که شعر و شاعری امری ناشناخته نبوده و سرودن اشعاری با عنوان «معلقات» در بين تازيان مرسوم بوده و حتی بعنوان مثال، هر ساله اشعار نمونه را از ديوار بت خانه کعبه می آويختند تا شاعرش معرفی و تشويق شود، چه دليلی می توانسته وجود داشته باشد که پيامبر با پشتوانه آن ادعا کند «هيچکس قادر به سرودن کتابی چون قرآن نيست»؟ مسلم است که اشاره و تأکيد او نه به اين دليل است که اعراب با شعر و شاعری بيگانه بوده اند – که می دانيم چنين نبوده و هنوز «معلقات» دوران جاهلی بعنوان سند موجود هستند و حتی سوره ای نيز در قرآن با نام «شعرا» در تکفير شعرای ضد اسلام وجود دارد -، بلکه منظور، نوع سبک ويژه نوشتاری قرآن است که به هيچ وجه با اشعار موزون(مثل رباعی و دوبيتی و …) و متداول آن دوران همخوانی نداشته است.
و درست در همينجاست که پرسش دوم – برای حل معما – به کمک مان می آيد. خوب توجه کنيد: «می دانيم که می گويند: اين قرآن را شخصی به او می آموزد، اما زبان اين فرد پارسی است، حال آنکه قرآن کاملن عربی ست
می دانيم که پيامبر اسلام مشاوران ديگری نيز از انديشمندان ديگر اقوام همچون «صهيب رومی» و «بلال حبشی» داشته است، با اين وجود چرا فقط و فقط قرآن به روزبهان پارسی(سلمان فارسی) اشاره می کند؟ اين می رساند که شک موجود در بين اعراب آندوران تنها به سلمان و فرهنگ او برمی گشته است و نه به آندو يا ديگر مشاوران محمد. و البته با نگاهی هرچند گذرا به نحوه نگارش قرآن که از لحاظ سبک سرودن(شعر بی وزن) بی شباهت به «اوستا» نيست، و ديگر برداشتهای مهمی که اسلام و قرآن از دین زرتشت کرده اند – مانند قضيه پُل صراط(اقتباس از «چينود پل» اوستايی) و نمازهای پنج گانه که اقتباس مستقيم از نمازهای » هاون(صبح)، رپتون(ظهر)، ازيرن(عصر)، سروثرم(مغرب) و اوشهی ناای(عشاء) زرتشتی می باشند- اين ذهنيت در ما قوت می گيرد که در نگارش قرآن، فرهنگ و زبان پارسی نقشی اساسی داشته اند.
____________
* «قرآن سروده ای به سبک پارسی»؛ سياوش اوستا، انتشارات همبستگی ملی ايرانيان(هما)، چاپ هفتم، بهار 7022 آريايی ميترايی[+]

در همين رابطه نگاه کنيد به:
» «بازشناسی قرآن»؛ دکتر مسعود انصاری، چاپ ششم 1379. [+]
» «کورش بزرگ و محمد بن عبدالله»؛ دکتر مسعود انصاری، چاپ ششم 1379. [+]
» «تولدی ديگر»؛ دکتر شجاع الدين شفا، انتشارات فرزاد(پاريس، چاپ اول 1999)، صص 303 تا 365. [+]
» «پس از هزار و چهارصد سال»؛ دکتر شجاع الدين شفا، انتشارات فرزاد(پاريس، چاپ اول 2003) جلد اول، صص 95 تا 185.
» «THE QUR’AN»؛ Theodor Nöldeke. [+]
» مجموعه يادداشت های وبلاگ اسلام و قرآن.
» «واژه بيگانه در قرآن»؛ آرتور جفری: [+]
» «تاريخ متنی(الفاظ) قرآن»؛ آرتور جفری: [+]

 

 

20/10/2018

بدانیم در مورد محمد و قرآن

بازدید: 5 قرآن چگونه ساخته شد؟ (آنچه نمی خواهند شما بدانید) rahroyenoor 8 سال ago آیا قرآن سروده ای از سلمان فارسیست؟ قران که ساخته و […]